از چه سخن ميگويي
دوره كن؟؟؟؟؟
ميداني چه ميگويي؟؟
ميداني از چه سخن بر لب آورده ايي؟
تو كجا دوره كجااااااا
تو در تمام روزهايم دچار روزمرگي گشته ايي
تو كجا دوره كجا؟
تو از شب بخير ماه تابان و از صبح بخير خورشيد تابان به من نزديكتري به من بي تاب تري
نه يقين دارم تو خود نميداني از چه سخن ميگويي!!!
من تو را مرور هر روزه ام كرده ام من تورا امتحان هر روزه ام كرده ام من تو را داشتن دست نيافته ام كرده ام دوره در حد تو نيست
تو در من مملويي
تو در من زنده ايي
تو با من در حال زيستني
نيستم ميدانم اما در نيستنم چه بسيار بودنها پنهان است
نيستي ميداني؟اما در نبودنت چه بسيار روزها كه انگار تورا از من به من نزديك تر داشته ام
از چه سخن ميگويي ؟؟
از مرور داشته هايم از نبود خواسته هايم؟؟
تو از دوره گذشته ايي تو دليل تمام دوست داشتن هايي
تو دليل تمام دلبستن هايي
تو دليل دلخوشيهاي پنهاني مني
تو تنها تصوير آبي پوش تكراري اين روزهاي مني
آري تو كجا دوره كجا
من تو را هر روز مرور خواهم كرد جزء به جزء
و پسه هر مرور آرام و آهسته طوري خواهم گفت كه هيچ كس نتواند بشنود دوست داشتن هايم را
من عميقانه دوستت دارم ميداني؟؟؟؟؟
اين نبودنها آه از اين نبودنهااااااا
آري تو كجا دوره كجا
تو در جان مني جانان
خیلی وقت بود که برای خودم مینوشتم و تنها در پیج شخصی خودم در اینساگرام پخش میکردم در واقع دقیقش میشه از زمان دبیرستانم که در زمینه داستان نویسی بود. ولی یه جورایی انگار هنوز اون جسارت لازم رو نداشتم احساس میکنم نوشته هام دیگه یه سمت و سویی پیدا کرده درواقع هدفمند شده.و هدفم تو نوشته هام ابراز احساس آدمهاست ابراز علاقه دو نفره اینه که بی چون و چرا دوست داشتن هامونو فریاد بزنیم به درک واقعی از زندگی و فرصت کوتاهی که داریم برای لذت بردن بیشتر فکر کنیم،به اینکه هرروزمون متفاوت باشه با روز قبلیمون به اینکه بدون دلیل از داشته هامون لذت ببریم این داشته ها میتونه عشقمون باشه پدر مادرمون باشه دوستها و نزدیکانمون باشه ولی من به شخصه گزینه اول و دوم رو بیشتر علاقه دارم.ولی به نظر دیگران هم احترام میزارم.امیدوارم مقبول واقع بشه دلنوشته های من برای شما.