یکسری از آدمها هستند که با بقیه به طرز عجیبی فرق دارند،بطور کلی متفاوت اند
همواره رنج میکشند اما همیشه دوستت دارند.
اذیت میشوند ولی آرامت میکنند.
نامهربانی میبینند اما مهربانی میکنند.
درد میکشند اما درد تورا التیام میبخشند.
حتی از درد کشیدن تو نفسشان بند می آید.
قلبشان فقط برای تو میتپد و قلب آن (تو)برای که نمیدانیم؟؟
بهترین ها را قبل از خودشان برای تو میخواهند
تمام وجودشان پر از عشق و زندگیست.
چقدر این یکسری ها دیر اما شدید شکسته میشوند(تکه تکه)میشوند آنقدری که ریز شده هایشان را نمیتوانی دوباره جمع و سر هم کنی.
چقدر تنها هستند این یکسری ها این آدمهای متفاوت.
خسته از درد و ابراز مهربانی
خسته از درد و گریه های پنهانی
از شب زنده داریها و شکوه های پنهانی
چقدر خسته اند در کنج این تنهایی!!!
باید آموخت که مهربان باشیم با آنکه مهرش را فدایمان کرد.
عشق بورزیم به آنکه وجودش را عشقش را به ما، برای خود ما،نثارمان کرد
صدای ناب باشیم برای گوشهای آنکه صدایمان ماند و ماندگار شد برایش.
●●●●●●●●
و اما تمام اینها عادتی بود که بیانش میکنیم و خوب،ترک عادت خود نیز موجب مرض است و ما انگار عاشق هر چه درد و امراض
اح.وف