حال و روزمان شده شبیه کودکی که از دور آبنبات چوبی خوشرنگی نشونش میدن و تا که نزدیک میشیم برای گرفتنش میگن کلاغ برد،باد برد
گوشه دلت رو زخمی میکنن یه نشون میزارن میگن این باشه من میرم و بر میگردم
حالا دیگه چه به سر این زخمها میاد خدا میدونه
کی گفته حق الناس حتما باید پول و مال مردم باشه حق الناس همین دلای شکسته شدست که داره تلمبار میشه روی هم
حق الناس همین دوری کردناست،همین ندیدنها،فراموش کردناست
همین رفتاراست،یه جوری نادیده گرفته میشی که انگار از اولم نبودی.نه دلنگرون داری،نه دلواپس داری
مثل این که یه مسیری که پر از گل و بلبله و بیشه زاره پیش روت داری خوشت میاد میری توش دلت میخواد تا تهش بری
یهو وسط راه میبینی انگار خشکسالی اومده تو مسیری که دلتو زدی به دریا و افتادی توش
همه اینا یه طرف اما بعضی وقتا آنچنان به تهش و آدمی که اونجا وایساده وابسته میشی که سختی راه و خشکسالیش برات میشه کوچکترن مشکل این راه.
حالا اینکه اون آدم داره میاد به سمتت یا سرجاش وایساده دیگه داستانش مفصله.اینکه نادیده گرفته میشی و کسی دلنگرونت نیست میشه مسخره ترین مشکل این راه.
گوشه دلت رو زخمی میکنن یه نشون میزارن میگن این باشه من میرم و بر میگردم
حالا دیگه چه به سر این زخمها میاد خدا میدونه
کی گفته حق الناس حتما باید پول و مال مردم باشه حق الناس همین دلای شکسته شدست که داره تلمبار میشه روی هم
حق الناس همین دوری کردناست،همین ندیدنها،فراموش کردناست
همین رفتاراست،یه جوری نادیده گرفته میشی که انگار از اولم نبودی.نه دلنگرون داری،نه دلواپس داری
مثل این که یه مسیری که پر از گل و بلبله و بیشه زاره پیش روت داری خوشت میاد میری توش دلت میخواد تا تهش بری
یهو وسط راه میبینی انگار خشکسالی اومده تو مسیری که دلتو زدی به دریا و افتادی توش
همه اینا یه طرف اما بعضی وقتا آنچنان به تهش و آدمی که اونجا وایساده وابسته میشی که سختی راه و خشکسالیش برات میشه کوچکترن مشکل این راه.
حالا اینکه اون آدم داره میاد به سمتت یا سرجاش وایساده دیگه داستانش مفصله.اینکه نادیده گرفته میشی و کسی دلنگرونت نیست میشه مسخره ترین مشکل این راه.
+ نوشته شده در شنبه شانزدهم تیر ۱۳۹۷ ساعت 4:5 توسط احسان وفایی
|
خیلی وقت بود که برای خودم مینوشتم و تنها در پیج شخصی خودم در اینساگرام پخش میکردم در واقع دقیقش میشه از زمان دبیرستانم که در زمینه داستان نویسی بود. ولی یه جورایی انگار هنوز اون جسارت لازم رو نداشتم احساس میکنم نوشته هام دیگه یه سمت و سویی پیدا کرده درواقع هدفمند شده.و هدفم تو نوشته هام ابراز احساس آدمهاست ابراز علاقه دو نفره اینه که بی چون و چرا دوست داشتن هامونو فریاد بزنیم به درک واقعی از زندگی و فرصت کوتاهی که داریم برای لذت بردن بیشتر فکر کنیم،به اینکه هرروزمون متفاوت باشه با روز قبلیمون به اینکه بدون دلیل از داشته هامون لذت ببریم این داشته ها میتونه عشقمون باشه پدر مادرمون باشه دوستها و نزدیکانمون باشه ولی من به شخصه گزینه اول و دوم رو بیشتر علاقه دارم.ولی به نظر دیگران هم احترام میزارم.امیدوارم مقبول واقع بشه دلنوشته های من برای شما.