خام و نا رس
احساس میکنم هنوز در مرور سختیها در تلاطم امواج افکار انقدر پخته نشدم
من هنوز برای آنکه در حقم بدی کرد بد نخواسته ام
من هنوز دلم نمی آید آنکه رنجاند مرا برنجانم
من هنوز با خودم میگویم آری او دستی بر آتش داشته است اما او فقط یک انسان است
من هنوز دشمنم را دوست دارم.درست است کمتر از قبل برایم ارزش دارد
اما همچنان دارای ارزش است.او فقط درسی را به من آموخت که من آماده آموختنش نبوده ام
همه معلمین نه خوب مطلقند و نه بد مطلق
انسان تا زمانی که دوست داشتن را بلد باشد هنوز یک انسان است
انسان تا زمانی که در میان حجم سنگین افکارش که با فریاد میگویند آن را فراموش کن ایستادگی میکند یعنی هنوز باورش برایش سخت است
در این میان مشکل اینجاست آنها که آزردند مارا در این خیالند که هنوز شراب موفقیت را نوش نکرده اند
و آماده میشوند برای ذربه ایی تازه و سنگین تر از قبل.به این امید که این بار تو را از پا دربیاورند
آری هنوز احساس ناپختگی در من پدیدار است
وقتی با همان چشمی که به زیباییها مینگری به دشمنانت به آنها که برای تو جز ضرر سودی ندارند
به آنها که مسیر نگاهشان با تو متفاوت است،به آنها که حقارت از گوشه چشمشان پیداست مینگری باور داشته باش که هنوز خام و نارس مانده ایی
بنابراین تا روزی که زنده ایی اینطور می اندیشند هنوز او از پا در نیامده است
لاجرم آماده باید بود برای ذربه ایی دیگر،تا آن روز که تو نیز چشمانت را ببندی
اح.وف
خیلی وقت بود که برای خودم مینوشتم و تنها در پیج شخصی خودم در اینساگرام پخش میکردم در واقع دقیقش میشه از زمان دبیرستانم که در زمینه داستان نویسی بود. ولی یه جورایی انگار هنوز اون جسارت لازم رو نداشتم احساس میکنم نوشته هام دیگه یه سمت و سویی پیدا کرده درواقع هدفمند شده.و هدفم تو نوشته هام ابراز احساس آدمهاست ابراز علاقه دو نفره اینه که بی چون و چرا دوست داشتن هامونو فریاد بزنیم به درک واقعی از زندگی و فرصت کوتاهی که داریم برای لذت بردن بیشتر فکر کنیم،به اینکه هرروزمون متفاوت باشه با روز قبلیمون به اینکه بدون دلیل از داشته هامون لذت ببریم این داشته ها میتونه عشقمون باشه پدر مادرمون باشه دوستها و نزدیکانمون باشه ولی من به شخصه گزینه اول و دوم رو بیشتر علاقه دارم.ولی به نظر دیگران هم احترام میزارم.امیدوارم مقبول واقع بشه دلنوشته های من برای شما.